تبليغاتX
برو بچ کامپیوتر

ایام عزاداری امام حسین (ع) بر تمامی دوستداران ایشان تسلیت باد.

+ نوشته شده در  2009/12/23ساعت 11:26 AM  توسط کریمی  | 

مريم و مريم تولدتون مبارك!!!

+ نوشته شده در  2009/12/23ساعت 8:42 AM  توسط علیزاده  | 

امام علی علیه السلام فرمودند: قلب خود را از كینه دیگران پاك كن، تا قلب آنها از كینه تو پاك شود.

+ نوشته شده در  2009/12/5ساعت 6:48 PM  توسط کریمی  | 

...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/11/30ساعت 10:27 PM  توسط رضا  | 

سلام

عیدتون مبارک

حاجیا شیرینی یادتون رفته.

هفته دیگه در خدمت سید ها هستیم...

خوش بگذره به همتون!

ما رو از ... بی خبر نزارید!!!

+ نوشته شده در  2009/11/28ساعت 4:31 PM  توسط علیزاده  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/11/23ساعت 1:45 AM  توسط علیزاده  | 

"هزاران نفر برای باریدن باران دعا می‌کنند غافل از آنکه خداوند با کودکی است که چکمه‌هایش سوراخ است."

__

دعاهای زیر از کتاب  سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است.


آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ ساله)

 خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ ساله)

   بسم الله الرحمن الرحیم. خدایا! از تو می‌خواهم که برادرم به سربازی برود و آن را تمام کند. آخه او سرباز فراری است. مادرم هی غصه می‌خورد و می‌گوید کی کارت پایان خدمت می‌گیری؟ (حسن ترک / 8 ساله)

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)

خدای عزیزم! من تا حالا هیچ دعایی نکردم. میتونی لیستت رو نگاه کنی. خدایا ازت میخوام صدای گریه برادر کوچیکم رو کم کنی! (سوسن خاطری / 9 ساله)

خدایا! یک جوری کن یک روز پدرم من را به مسجد ببرد. (کیانمهر ره‌گوی / 7 ساله)

 خدای عزیزم! در سال جدید کمک کن تا مادربزرگم دوباره دندان دربیاورد آخر او دندان مصنوعی دارد! (الناز جهانگیری / 10 ساله)

آرزوی من این است که ای کاش مامان و بابام عیدی من را از من نگیرند. آنها هر سال عیدی‌هایی را که من جمع می‌کنم از من می‌گیرند و به بچه‌ آنهایی می‌دهند که به من عیدی می‌دهند! (سحر آذریان / ۹ ساله)

ای خدا! کاش همه مادرها مثل قدیم خودشان نان بپزند من مجبور نباشم در صف نان بایستم! (شاهین روحی / 11 ساله)

 خدایا! کاری کن وقتی آدم‌ها می‌خوان دروغ بگن یادشون بره! (پویا گلپر / 10 ساله)

خدا جون! تو که اینقدر بزرگ هستی چطوری میای خونه ما؟ دعا می‌کنم در سال جدید به این سؤالم جواب بدی! (پیمان زارعی / 10 ساله)

 خدایا! یک برادر تپل به من بده!! (زهره صبورنژاد / 7 ساله)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/11/3ساعت 11:57 PM  توسط مرادی  | 


سلام ، اول تولد آبانی ها رو تبریک می گم که بهانه ای شدن برای این پست و به روز شدن وبلاگ بعد از یک ماه ...

چراهیچ کس نیست...واقعاً می گن سر مهندسا شلوغه همینه ها... ولی من هر روز به امید حتی یه نظر جدید به وبلاگ سر میزنم...اگه شما هم هر از چند گاهی یه سری به وبلاگ می زنین همین طوری رد نشین... یه سلامی خبری پستی نظری چیزی ....کم کم همکلاسی داره فراموش میشه... حالا میل خودتونه... سال 92 که یادتون هست!!!!



+ نوشته شده در  2009/10/24ساعت 1:39 PM  توسط کریمی  | 



اول به متولدین مهر ماه...


دوم به تازه مهندسا از جمله خانم رجایی و مرشدی و کسایی که خبر ندارم...


سوم به نو عروس، خانم رجایی...



+ نوشته شده در  2009/9/24ساعت 9:47 PM  توسط کریمی  | 

يادم باشد كه زيباييهاي كوچك را دوست بدارم حتي اگر در ميان زشتيهاي بزرگ باشند.

            يادم باشد كه ديگران را دوست بدارم آن گونه كه هستند نه آن گونه كه مي خواهم باشند .

            يادم باشد كه هرگز خود را از دريچه نگاه ديگران ننگرم كه من اگر  با خود آشتي نكنم

            هيچ شخصي نمي تواند مرا با خود آشتي دهد .

            بايد اوج گرفت تا آنچه را كه آموخته ايم با ديگران نيز قسمت كنيم.

            لحظات از آن توست :آبي ̨ سبز̨ سرخ ̨ سياه ،سفيد ،....

 روزهايت رنگارنگ.

+ نوشته شده در  2009/9/23ساعت 9:10 AM  توسط علیزاده  | 

 


*** دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.
معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد زيرا با وجودى پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى دارد.
دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى غيرممکن است.
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.
معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/9/14ساعت 0:30 AM  توسط مرادی  | 

سجاده فرش عنف و تجاوز، ای داعیان شرع خدا را!
بر قتل‌عام دین و مروت، دست که بسته چشم شما را ؟

الله اکبر است که هر شب، همراه جانِ آمده بر لب
آتشفشان به بال شیاطین، کرده‌ست پاره پاره فضا را

از شرع غیر نام نمانده‌ست، از عرف جز حرام نمانده‌ست
بر مدعا گواه گرفتم، جسم ترانه قلب ندا را

انصاف را به هیچ شمردند، بس خون بی‌گناه که خوردند
شرم آیدم دگر که بگویم، بردند آبروی حیا را

سهراب‌ها به خاک غنودند، آرام آنچنان‌که نبودند
کو چاره‌ساز نفرت و نفرین، تهمینه‌های سوگ و عزا را ؟

زین پس کدام جامه بپوشند، بهر کدام خیر بکوشند
آنان‌که عین فاجعه دیدند، فخر امام ارج عبا را

سجاده تار و پود گسسته‌ست، دیوی بر آن به جبر نشسته‌‌ست
گو سیل سخت آید و شوید، سجاده و نماز ریا را

+ نوشته شده در  2009/9/7ساعت 8:59 AM  توسط رضا  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/9/6ساعت 11:11 AM  توسط مرادی  | 

سلام...

واقعا گل کاشتین...

مخصوصا بیتای گل با رتبه ی ۳۶   !!!!!!

خسته نباشین

 

+ نوشته شده در  2009/8/28ساعت 0:15 AM  توسط مرادی  | 

 سلام به همه

عشق پیش قدم شدن توی اعلام اخبار داره مجنونم میکنه

نتایج کنکور اومد

طبق آخرین اخبار از منابع آگاه:

**میلاد خالقی منش ( تازه متاهل شده ی بینوا!!!!) : 149

**مهرشاد خرازی (سابقا متاهل): !!!1....

{لازم به یاد آوری است رتبه ی این داوطلب به دلایل امنیتی دچار سانسوراسیون حاد شده است لطفا به گیرنده های خود دست نزنید!!!}

**حاج خانم حسینی (شیر زن خوابگاه دخترا) : 240 

{البته این هندوانه هارو بدن با هم حساب میکنیم خانم حسینی / این هندوونه از اوناش نیست ها!!!}

** جالی (آزاده امامی سابق!!) : حدود 800!!

{طبق گزارش شاهدان عینی داوطلب مذکور زمان شنیدن این خبر در حال زدن 16954230 دور خیابان بوده است!!!}

.

.

آمار بقیه رو در بیارین و اطلاع رسانی کنین......!!!

+ نوشته شده در  2009/8/23ساعت 6:15 PM  توسط رضا  | 

  بیاین بیاین بیاین که خبر دارم در حد تیم ملی......

.

- تو انتخابات تقلب شده ؟

_ نه بابا. اون که تابلو بود باهوش

.

- ترانه موسوی رو واقعا .....؟!!!

_ اونم که گندش در اومد که (فکرتو وا کن باهوش/ اصلا از سیاست بیا بیرون!!)

.

- آها . زودتر میگفتی بابا ... لابد قیمت گوشت و مرغ و مایحتاج مردم اومده پایین...

_ اینو برو از بابات بپرس!!!!

.

بی خیال بابا!!  خیلی فشار نیار به خودت!!!

بیا ادامه مطلب تا بگم بهت......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/8/18ساعت 7:7 PM  توسط رضا  | 

وطن يعني دويدن در پي نان           وطن يعني کمک کردن به لبنان

وطن يعني عرب را چاق کردن       معلم هاي خود را داغ کردن

وطن يعني خريد تايد و شامپو         وطن يعني رئيس جمهور هالو

وطن يعني صف نون و صف شير    وطن يعني همش درگير درگير

وطن يعني همين بنزين، همين نفت    همين نفتي که توي سفره ها رفت

وطن يعني که اصلاحات "چيني"     وطن يعني که روي خوش نبيني

وطن يعني همين آيينه دق              وطن يعني خلايق هر چه لايق

+ نوشته شده در  2009/8/17ساعت 10:11 PM  توسط رضا  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  2009/8/16ساعت 12:33 PM  توسط علیزاده  | 

روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري باهم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم؟ حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد.

آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد.

دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او راپوشيد و رفت.

از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود.

+ نوشته شده در  2009/8/14ساعت 4:52 PM  توسط علیزاده  | 

 

همکلاسی به یک آمین مهمونم کن!

 

* قبل از همه چی برای عدم جلوگیری از چارچوب کاری و روال بی نظیر تبریکستانمون به همه ی عزیزان پیشاپیش تا ۴-۳ سال آینده تولدشون رو تبریک می گم...

مدتیه به مدد رسانه های هوشیار کشورمون در شفاف سازی و روشنگری، اونقدر پر شدم از شادی، از این که یک ایرانی ام، از این که تو این کشور زندگی می کنم که گفتم چه خوبه این شادی رو با یک جمع تقسیم کنم! جمعی که در ۲ ماه گذشته متوجه آگاهی زیادشون شدم و فهمیدم تنها تو تحصیل نبود که دانشگاه ما بهترین دانشگاه بود، ما در همه ی زمینه ها بی نظیر بودیم!

این شادی تو وجودم چنان عروج پیدا کرد که سر از عرش درآورد، این طور شد که گفتم کمی خلل در روند پربازده و اندیشناک وبلاگ ایجاد کنم. ضعفم رو به بزرگیتون ببخشید.

چند خط دعا از دلم گذشت که واسه همشون چشم انتظار یک آمینم:

 

خدایا!  

امروز به یاری آگاهی فراوانی که نصیبمان شده، همه فهمیده ایم که به خاطر ثروت مادی و معنوی روز افزونمان، اکثر جهان چشم به کشور ما دوخته اند و جز چند کشور معدود، همگی دشمنان قسم خورده ی مایند، پس بار الها، این طور که پیداست ما را به آگاهی نیازی نیست!

 

خدایا!  

ملت ما چنان غرق علم و دانشند که امروز به مدد مسئولین و با یادآوری رسانه ها، آگاه گشته ایم ما در اوج قله ی پیشرفت و توسعه ایم. به طوری که کشورهایی همچون چین، روسیه و ... زنبیل به دست آماده ی دریافت دانش هسته ای و سایر علوم ما هستند، پس بار الها ما را به علم هم نیازی نیست!

 

خدایا!  

پس از نابودی تمامی خس و خاشاک های فریب خورده ی بیگانه و ایرانی های ضد ایرانی که با شستشوی مغزی دست به خودکشی در خیابان ها می زدند و اعتراف سران آن ها که به تازگی به راه خدا بازگشته اند که تنها انسان های نابخرد و کج فهم تحول ناگهانی و صداقت تامشان را باور نکردند و همچنین مقایسه ی این وضع با وضعیت مردم دربند و ستم دیده ی کشورهایی مانند فرانسه، به نظر می رسد که ما را به عدل و آزادی نیز نیازی نیست!

 

خدایا!  

پس از حماسه ی زیبای ۴۰ میلیونی مردممان که به نظر می رسد در دوره های بعدی چندین برابر هم شود و حماسه ی زیبایی که پس از آن هم ادامه داشت، گویا زیبایی در کشور ما بیش از "ما رایت الا جمیلا"ی زینب است و از این حیث نیز بی نیازیم!

 

خدایا!  

دوستی چند وقت پیش می گفت: "اونی که باید بیاد، میاد". پس از این حرف، حالا که وضع مردم عقب افتاده و بیچاره ی اروپا و آمریکا که از فقر دینی و اقتصادی و علمی و فرهنگی رنج می برند رو در تلویزیون کشورمون مشاهده می کنم، می بینم با این کمالی که ما ایرانی ها به حمدالله به آن رسیده ایم. آن ها به امام زمان نیازمندترند! هرچند با روشنفکری کتاب های دینی و تحصیلی مان، امروز مردمانی داریم که در صبر و انتظار و انفعال حیرت انگیزند و از هرکس در دریافت امام زمان لایق تر، اما آن طور که پیداست برخلاف خواست دوستم در این فقره هم به خودکفایی رسیده ایم و در سایر موارد نیز به همین منوال...

 در حالی که مانده ام با این وضع دیگر از تو چه بخواهم، می دانم که تو آگاه ترینی به آنچه گفتم و می گویم... 

پس به محمدت که نامش بر زبانم هم سنگینی می کند قسمت می دهم که :

نگاه آگاهت را از این خاک بر مگردان

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

این شعر رو هم تقدیم می کنم به روح دختری که یادآوری چهره ی معصومش، نزدیک به ۲ ماهه که خواب راحت رو از چشمانم دریغ کرده :

 

کدامین چشمه سمی  شد  که  آب  از  آب می ترسد      

                                      و    حتی   ذهن    ماهیگیر     از     قلاب     می ترسد

 

کدامین     وحشت    وحشی    گرفته   روح    دریا   را      

                                     که  طوفان  از  خروش  و  موج  از   گرداب  می ترسد

 

گرفته    وسعت    شب    را    غباری    آنچنان   مبهم      

                                    که  چشم  از   دیدگاه   و   ماه   از   مهتاب  می ترسد

 

شب است و خیمه شب بازان و رقص وحشی اشباح      

                                    مژه از پلک و پلک از چشم و چشم از خواب می ترسد

 

+ نوشته شده در  2009/8/7ساعت 11:21 AM  توسط میلاد  |